منو هفته ی گذشته ...
-
تاریخ: 1397/8/12 ساعت: 11:48
امسال با وجود طاها تحمل محرم برام اسون تر بود من که حاضر نبودم بخاطر هیچ کس از خواب صبحم بگذرم به عشق طاها ۶ صبح بیدار میشدمxa0
ازونجمعه تا این جمعه
-
تاریخ: 1397/8/12 ساعت: 11:48
اوه اوه ازون جمعه تا این جمعه غایب بودمxa0هرچند وبلاگ خیلی وقته شده دفتر خاطرات صرفا جهت فراموش نکردن ....
آیا بازهم عاشقت خواهم موند؟
-
تاریخ: 1397/8/12 ساعت: 11:48
... و من الان در گنگ ترین حالت موجودم و با پرسشگرانه ترین حالت ممکن از خودم میپرسم آیا بازهم عاشقت خواهم موند ؟یا مثل سالهای پیش ترکت میکنم اما اینبار برای همیشه اینبار بدون بازگشت این بار با همه ی وجودم ...
روز بارونی ...
-
تاریخ: 1397/8/12 ساعت: 11:48
داشتم فکر میکردم حالا که هوای نوشتن ب سرم زده چی بنویسمیهو بی هوا رفتم به یه روز بارونیxa0نه یه روز خاص که در گذشته اتفاق افتاده باشه نهxa0
قهرمان زندگی من
-
تاریخ: 1397/6/30 ساعت: 16:14
واقعا احساسم تو متن نمیگنجه نمیدونم چی باید بنویسم جز اینکه همیشه در هر شرایطی دوستت دارم هر شرایطی...
من بد نیستم فقط یکم خستم ...
-
تاریخ: 1397/6/30 ساعت: 16:14
هنوزم گاهی دلم برای بچگیام تنگ میشهxa0گاهی که نه همیشه تنگ میشهسالهاس بدون هیچ جبهه گیری دینی از محرم متنفرم و این تنها یه دلیل داره ...
بازم سلام اینبار با عشق تر
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:08
سلام امام رضا انگار همین دیروز بود که تولدت رو تبریک گفتم و سراغ قول و قرارمون رو گرفتم گفتم میدونم دیرو زود داره اما سوخت و سوز نه اره واقعا هم سوخت و سوز نداشت میدونم که صلاحم رو میخوای و ممنون که کمک کردی خواستم رو فراموش کنم اما خوب حالا یه خواسته دیگه دارم کاش میشد بیام حرم بهت بگم اما امان از
یکشنبه به وقت قبرستان
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:08
باران سراسیمه خودش را به شیشه میکوبید دختر انگشتانش را روی سبزه میکشید انگار داشت میان گندم زارهای بچگی اش زیر باران میدوید صدای قرچ و قروچ شیشه پاک کن دختر را از فکر و خیال بیرون اورد -xa0xa0xa0xa0xa0 فلکه دومی بود ؟ -xa0xa0xa0xa0xa0 آره ماشین فلکه را دور میزند و توی خیابان میپیچد چند دقیقه بعد زیر...
بری دیگه برنگردی میمون...
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:08
میمون بازیگوش سال 95 تو هم دیگه کم کم باید بارتو ببندی و بری تویی که هم سال تولد من بودی و هم قرار بود سال مرگ یا آزادیم باشی اما نبودی و به همون تولد بسنده کردی خروس پرخاشگر و ستیزه جو سلام نمیدونم امسال چی برامون رقم زدی ولی مردونگی کن توxa0 دیگه اذیتمون نکن امسالم مث خیلی سالهای پیش خیلیا رفتن از
hbmb
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:08
درد ما را که زند مرحم درد...جز پریشانی و درد.....آن هم که هست....××× ×××یکی نیست بگه مسافر عشقتو کجا گذاشتی...××× ×××مینویسم از نگاه همیشه منتظرماز چشمان بارانی امازبوسه های نشکفته اممینو یسم برایت از ترسمترس از بی تو ماندن وبی تو رفتنبی تو گفتن وبی تو خواندنمینویسم برایت از نغمه های شبانه ی غمدر ک
یک دو سه چهار ...
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:28
امروزموهامو کوتاه کردم ...
برای بار دوم مردم ...
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 18:13
رحمه الله من يقرأ الفاتحه مع الصلوات
عاطفه ؟ هه!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 22:30
به من گفتی بی عاطفه ... اما ندونستی هرچی ضربه خوردم ازین عاطفه داشتنم بود ... گفتی اگه من بودم داییم میمرد میرفتم مراسم گریه میکردم ...
جیک جیک ...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:32
خوب ....بالاخره پسر دایی جان هم همین عید غدیر رفت زیر سقف مشترک تا با عروس دایی جان جیک جیک کنان زندگی کنن ...
دری وری از سر بیکاری ...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 17:24
دنیای آدما چقدر کوچیکه آرزوهاشون چقدر حقیر دیدشون چقدر بسته !
صدای دهل شنیدن از دور خوش نیست ...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 1:38
یادداشتی برای س.ر در آستانه ی سالگرد قمری تولدم (عید قربان )
میم مثل مرد !!!!
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 8:00
یکی از کاربران نت بدون ذکر وبلاگ یا میل یا حتی اسم برای من نظراتی گذاشت که منو برای نوشتن این مطلب مشتاق کرد... موضوع انشا : رفتار مردان در دهه های گذشته و امروزه !
خواب شتری !!!!
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 8:00
بابام همیشه برای بعضی چیزایه واقعا نشدنی میگفت شتر در خواب بیند پنبه دانه!!! خانوم شتره که اینجا در حال حاضر منم دیشب تو خوابش پنبه دانه دیده !!! ادامه ی شعر میگه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه !!! حالا نمیدونم لپ لپ بخورم یا دونه دونه یا مثل اونی که خواب دید ماکارانی میخوره صبح پا میشه میبینه بلوزشو خ...
امام رضا
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:59
سلام امام رضا تولدت مبارک قرارمون که یادت نرفته ؟
حرف هایی که شاید بزنم
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:59
نمیدانم تاثیر کلام بیشتر است یا قلم اما میدانم که طبق ضرب المثل هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد تاثیر کلام یا قلم تنها در شرایط پیش روی هر مسئله مشخص میشود ... یادداشتی برای سین . ر