خرید بک لینک

چند وقتیه برا نماز مغرب میرم امامزاده سر خیابون هیچ وقتم اتفاق خاصی نمیفتاد

بعد نماز یه ساعتی هم با نرگس تو پارک جلوی امامزاده مینشستیم و بعد برمیگشتیم خونه

امشب اما بخاطر مراسم شهادت بیشتر موندیم وقتی مراسم تموم شد و اومدیم بیرون متوجه شدم کفشام نیست

هرچی نگاه کردم اینور اونور ، رو زمین... نبود که نبود

سمت مخالف یه جفت کفش شبیه کفشای من بود فکر کردم مال منه رفتم برداشتم دیدم خیلی کثیفه انقدر گرد و خاک داشت که بجای سیاه قهوه ای میزد پشت کفش هم خوابونده بودن گفتم شاید کسی انداخته دم پاش رفته تو خاکا وقتی برداشتم پوشیدم دیدم گشاده و تو پام لق میزنه ارم کنارشم پاره س گفتم اینا کفشای من نیست پاره س مامان طاها گفت این ارما چسبین زود میکنن گفتم نه من مطمینم کفش من کهنه نبود از پام در اوردم و کف کفش رو نگاه کردم و دیدم کفشا زیرش داغون تره و دقیقا متفاوت با کف کفشای من

کلی گشتیم اما دیگه کم کم همه رفتن و ما موندیم و کفشای نوی من که پریده بودن و بجاشون یه کفش کهنه بود

نرگس گفت همینو بپوش برو خونه شاید کسی اشتباه پوشیده روز آینده بیاره

گفتم من اگه بمیرم و پا برهنه برم خونه اینا رو نمیپوشم

خلاصه که به اصرار نرگس و خادما یکی از خادمای امامزاده یه جفت دمپایی ازوضو خونه بهم داد تا بپوشم و روز بعد شب ببرم پس بدم

اما هیچ جوره تو کت من نمیره که اشتباه شده باشه اولا که کفش من تو جاکفشی سمت چپ درب امامزاده بود و کفش جامونده سمت راست با حداقل دو متر فاصله

دوما همه میدونن من از اینکه کسی پشت کفشو بخوابونه متنفرم اصلا کهیر میزنم ناخوداگاه شده فش هم میدم بعدشم من هربار برم بیرون کفشامو تمیز میکنم و ازون مهمتر اینا کفشای مامانم بود که دو سال پیش جفت سفارشیم من کفمو پوشیدم پاره کردم اما مامانم گفت خوشش نمیاد و کفشون نازکه نو گذاشت کنار و من فقط چند شب بود که یه فاصله خونه تا امامزاده و برعکس برا نماز رفتن پوشیده بودمش

و قطعا هرکسی که کفش رو میپوشه از تنگ یا گشادیش متوجه میشه که کفش نو یا کهنه س اصلا کفش خودشه یا نه

حتی کفش دختر داییم که مشابه کفش منه و زیر کفشای من بود رو طرف نبرده بود چون کفش دختر داییمم به نسبت کفش من خیلی نو نبود طرف کفش اوراق خودش رو گذاشت و کفش نوی منو برد

بقول نرگس برو مسجد یه نماز بخون کفشتم نو کن و برگرد

خلاصه که امشب با دمپایی امامزاده برگشتم خونه

اولش خیلی عصبی شدم دوتا فش بیشعور احمق الهی پاش بشکنه هم دادم

اما الان تقریبا ارومم و بنظرم مصلحت خدا بوده و اولش من تند رفتم

مامانمم خیلی عادی برخورد کرد و گفت فدا سرت صدقه سرت

البته شاید واقعا اشتباه شده و روز بعد طرف کفشامو بیاره ولی ازونجا که طرف پاگنده س امیدوارم اگه قراره بیاره کفشامو گشاد نکرده باشه

اینم از پاداش عزاداری امشب ما ‍♀️


برچسب: نویسنده: امیر اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 1:50

صفحه بندی