یکی از همین روزها

متن مرتبط با «حرف هایی که به دل میشینه» در سایت یکی از همین روزها نوشته شده است

جزئیات تازه از حرف...

  • نیلوبلاگ

    حرف... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «حرف...» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چقدر حرف دارم برا گفتناما همین الانم به زور بلاگفا بالا میاد خستم از خیلی چیزا انگار دیگه بریدم توان ادامه دادن ندارم دلم میخواد بمیرم هرچند از مردنم میترسمحتی حال نوشتن هم ندارم کاش میشد تو وبلاگ ویس...

    ادامه مطلب
  • حرف...

  • نیلوبلاگ

    چقدر حرف دارم برا گفتناما همین الانم به زور بلاگفا بالا میاد خستم از خیلی چیزا انگار دیگه بریدم توان ادامه دادن ندارم دلم میخواد بمیرم هرچند از مردنم میترسمحتی حال نوشتن هم ندارم کاش میشد تو وبلاگ ویس گذاشت تنبلی نیستا بی حالیه بی حوصلگی و دل مردگی و خستگیه ....ساخت کد موزیک...

    ادامه مطلب
  • ازت که خواسته بودم ....

  • نیلوبلاگ

    خسته شدم از آدما و طعنه هاشون خسته شدم از اومدن و رفتناشون خستم از خیابون و پیاده رو هاش ازت که خواسته بودم مراقبم باش...

    ادامه مطلب
  • دلم گریه میخواد

  • نیلوبلاگ

    خنده هاششوخیاشمسخره بازیاشادا دراوردناشحتی جدی بودناشهمه چیزش شبیه توئهچرا هروقت قسم میخورم کفراموشت کردمیجوری به یکی برخورد میکنم که تو رو یادم بندازه و من نگاهش کنم و ناخوداگاه تو دلم قربون صدقه ی تو برمتویی که قسم خوردم و بخودم قول دادم برای همیشه از قلب و ذهنم بزارمت کنارخدایا چرا با من اینجوری میکنیچرا نمیزاری زندگیه عادیه کوفتیمو بکنمچرا همش یجوری یادم میاری یه روزی عاشق یکی بودم که الان دیگه خیلی وقته نیستدلم گریه میخواد ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مبهم ...

  • نیلوبلاگ

    مزخرف ترین جنگ ، جنگ بین عقل و قلب نیست بلکه بین عقل و شرایطه ......

    ادامه مطلب
  • بهار بی او ...

  • نیلوبلاگ

    سوییچ را چرخاند و استارت زدبیش از هرچیز دوست داشت او کنارش بوداما او سالها بوده که رفته بود راه افتاد از کوچه وارد خیابان شدپا را به ارامی روی پدال گاز فشرد یادش امد قبل تر ها او بهش گفته بود- تند نرو اگه اتفاقی برات بیفته من میمیرماما او با رفتن ناگهانیش پایش را روی پدال نفس کشیدنش سخت فشرده بودحتی نمیدانست مقصد کجاست خیابانرا گرفته بود و بی هدف میراندبه دو راهی رسید اینبار او باید به تنهایی مسیر را انتخاب میکردیادش افتاد به اخرین سفرشان- ازین جاده بریم سر سبز ترهفرمان را به راست گرداند و وارد اخرین جاده ای شد که با هم بودندهوا هنوز سرد بود یادش امد برایش از فلاکس چایی ریخت روی داشبورد گذاشت و بعد روی بخار چایی روی شیشه قلب کشیدلبخند زد اما خیلی زود اخم هایش در هم ...

    ادامه مطلب
  • قلبی که دیگر ندارم ...

  • نیلوبلاگ

    چرا قلبم تیر نمیکشه؟چرا احساس میکنم سمت چپ سینم خالیهمگه وقتی ناراحتیم نفسمون بند نمیاد قلبمون نمیسوزه؟پس چرا من فقط بغض داره خفم میکنهچرا قلبمو احساسش نمیکنمیعنی قلبمو تو پی ویت جا گذاشتم ؟...

    ادامه مطلب
  • کوه به کوه نمیرسه ...

  • نیلوبلاگ

    با آن که مرا از دل خود راند، بگویید:مُلکی که در آن ظلم شود، دیر نپایدمن میگم......

    ادامه مطلب
  • شهری شبیه دلم

  • نیلوبلاگ

    چقدر شهر زیر بارش بارون غریبه درختای خیس چقدر تنهان و آسمون که همیشه آبی بود ابری و دلگیر انگار دارم تو دل خودم قدم میزنم همونقدر گرفته همون سرد و یخ بسته همونقدر بارونی...

    ادامه مطلب
  • یکشنبه به وقت قبرستان

  • نیلوبلاگ

    باران سراسیمه خودش را به شیشه میکوبید دختر انگشتانش را روی سبزه میکشید انگار داشت میان گندم زارهای بچگی اش زیر باران میدوید صدای قرچ و قروچ شیشه پاک کن دختر را از فکر و خیال بیرون اورد - فلکه دومی بود ؟ - آره ماشین فلکه را دور میزند و توی خیابان میپیچد چند دقیقه بعد زیر بارانی که تند تر ش...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که شاید بزنم

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم تاثیر کلام بیشتر است یا قلم اما میدانم که طبق ضرب المثل هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد تاثیر کلام یا قلم تنها در شرایط پیش روی هر مسئله مشخص میشود ... یادداشتی برای سین . ر...

    ادامه مطلب
  • درد و دل

  • نیلوبلاگ

    چند کلمه ای با پدرم ......

    ادامه مطلب